دنیا

در همه دنیا قلبی مانند

قلب من برای تو نیست در همه دنیا عشقی

مانند تو برای من نیست اگر چیزی از

عشق می دانم دلیلش تو هستی …

دوستت دارم!

بی تو

 

بی تو، مهتاب تنهای دشتم
بی تو، خورشيد سرد غروبم
بی تو، بی‌نام و بی‌سرگذشتم
بی تو، خاکسترم
بی تو، ‌ای دوست!

پنجشنبه عاشقانه ای

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پنـج‌شنبه هنرمند

ماهری است و
نت ضعیف احساس را

می نوازد
روزهای خسته هفته را

موسیقی می کند
و احساس جمعه را

شعر  
پنج شنبه عاشقانه ای

ناب دارد
و به آرامش جمعه می

اندیشد
پنجشنبه قصه دلتنگی

دارد و
عطر تو و عطر خنده

های تو
پنجشنبه و من قصه

های تکرار داریم
و قصه خاطرات را
پنجشنبه رازهای

عاشقان را در دل دارد
و اسرار نگاه های تو را
‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌

سرشارم


سرشارم

از شعرهای نچیده

روزهای نیامده

اتوبوس هایی مملو آدمیانی که به تعطیلی می‌روند

قلبی که روی دست بهار مانده است !

کف‌های پر کشیده بر پر مرغانی که

به سمت شمال می روند

سرشارم از شکایت سنگ‌ها

وقتی که در ترنم رودخانه ترک

می خورند

سرشارم از برف،

از ترنم انگور ، نور

و در انتظارم

از بُن تاریکی آفاقم را روشن کنی

من برخیزم

و در درخشش روزی دیگر !

باقی زندگی را پی گیرم ...
 

دلبرجان

دلبر جان

دیوانگی هایم کم است 

برای تویی که

نفست خندیدنت حرف زدنت 

بوی عشق میدهد

برای تو فقط و فقط

باید مُرد