این برگریزانِ پاییز

جان می‌ دهد برای عاشقی

دستِ دلبر را بگیری

و‌ از هیاهوی جهان دور

شوی

غرقِ بوسه و آغوش

دوستت دارم بگویی و

بشنوی

آدمی با همین بهانه‌ ها زنده می‌ ماند

بوی نمِ باران و هوای دلبرانه