لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
آنقدر او را پرستش میکردم که اعداد و ارقام که سهل است، من حتی تعداد تار موهای اورا میدانستم. میدانی، او مانند یک کتاب، کلماتش هزارتویی را داشته اند که هیچ یک از جملات آن را به یک داستان متصل نمیکردنند و آن من بوده ام که کنجکاو برای دوست داشتنش، یا بهتر است بگویم پرستش باقی مانده از روزهایمان، به دنبال اکتشاف توده ای از تمام وجود آن بودهام.هرچند شاید دور از خیال دیگر آدمان باشد اما برای من رویایی به حقیقت پیوند خورده بود که زیرا من عشق را اینطور توصیف میکردم، یک تار موی او، برای من عالمیان را دربر میگیرد.
تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ | 11:59 | نویسنده : *Parisa* |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید






