لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
من هم مانند بقیه آرزو داشتم
آرزوی من تو بودی و تو...
همه جای این کره خاکی که می
رفتم رد پای تو به سادگی پیدا
میشد
در چتر خیالم شبانه روز با تو
زندگی می کردم ..
و حالا ندارمت، نبودنت در قلبم
بی نهایت درد می کند
بغض هایم در بطن خفه می
شوند
پنجره ها را باز می کنم تا کمی
اکسیژن به صورتم برسد و
قهوه ای را مزه مزه میکنم که
تلخ است ، مانند تلخیِ نبودنت
این عطر پاییز لعنتی هم جای
خالیت را به صورتم می کوباند
و شرمگینم می کند
کاش بودی و مرا به آغوش
خود پناه می دادی تا در آن گم
شوم
اما نه! من بی یک عاشقِ بی
خانمانم
عاشقی که دلش برایت بدجور
تنگ شده
برای دست هایت
چشم هایت
و هرم نفسهایت
پاییز دلبرم تو ادامه بده
به دلبری کردنت
عشقِ مورد نظر در دسترس
نیست
تاريخ : جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۹ | 18:9 | نویسنده : *Parisa* |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید






