لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
به نظر من در عشق نبايد محدوده اي را در نظر بگيريم ، اصلا وقتي عشق رو به كسي هديه داديم بايد منتظر اين نباشيم كه اونم دقيقا اين كار رو بكنه ، چون عشق بايد بدون منفعت باشه ، عشق كلمه خيلي عجيبيه ، يه حس خاصه ، يك حس تعلقه ، يه حس حسادت عجيب و غريب !
اصلا ميدوني وقتي عاشق گلي شدي ، ديگه ميخواي باغبان اش خودت باشي ! ميدوني وقتي يه پسر عاشق ميشه
خيلي ضعيف ميشه ، هميشه حسادت ميكنه
حسادت هم كه در عشق خيلي قشنگه !
بعدش هم كه واژه غيرت مياد وسط ، دخترهم خوشش مياد و هم احساس امنيت ميكنه !
اصلا ميدونين چيه ؟
اين حس تعلق و خواستن خيلي عجيبه !
ميخواي فقط لبخندش سهم خود خودت باشه ...
ديگه روي تك تك حرفاي كه ميزنن درباره اش حساسي
اصلا همون حس خودخوري !
اون موقع اس كه درگير يه حسي شدي و چشم هاتو ميبندي و ديگه نميخواي بيدار بشي ! اين حس همون
عشقه ، يه جور جادوي قديميه ، از همان جادو هاي كه كنترول ادم رو به دست ميگيره ، البته خودت هم خوشت مياد ها .... اينجاست كه بايد بگم ! من اسمان رو دوست دارم !
چون در اون اسمان ، ماه زندگي ميكنه !
تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۶ | 17:15 | نویسنده : *Parisa* |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید






