**عـشــقــولـــی**

❤❤❤❤

**عـشــقــولـــی** | ۱۴۰۰/۰۵/۱ - ۱۴۰۰/۰۵/۳۱

*Parisa*
**عـشــقــولـــی** ❤❤❤❤

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

تاسوعای و عاشورای حسینی

🖤
🏴ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺗﺮﺍﻧﻪ
🏴میخورد ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ،

🏴ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩ ﮐﺮﺑﻼﺭﺍ،
🏴 ﺩﺷﺖ پر ﺷﻮﺭ ﻭ ﺑﻼ ﺭﺍ،

🏴قصه ﯾﮏ ﻇﻬﺮﻏﻤﮕﯿﻦ،
🏴ﮔﺮﻡ ﻭﺧﻮﻧﯿﻦ،

🏴ﻟﺮﺯﺵ ﻃﻔﻼﻥ ﻧﺎﻻﻥ،
 🏴ﺯﯾﺮ ﺗﯿﻎ ﻭﻧﯿﺰﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ،

🏴ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ 
🏴ﻭ ﺍﻧﺪﺭﯾﻦ ﺻﺤﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ،

🏴میدود ﻃﻔﻠﯽ ﺳﻪ ساله
🏴ﺁﺥ “ﺑﺎﺭﺍﻥ … ﺁﺥ “ﺑﺎﺭﺍﻥ

فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد

 🖤🌙🖤تاسوعــــا
    🖤🌙🖤و عاشـورای 
🖤🌙🖤حسینــی

🖤🌙🖤ایــــــام
 🖤🌙🖤ایثــــــار
   🖤🌙🖤عشـــــق
      🖤🌙🖤بندگــــی 
      🖤🌙🖤وآزادگی 
    🖤🌙🖤برشـما 
     🖤🌙🖤دوستان
    🖤🌙🖤عزیز و
     🖤🌙🖤گرامی
      🖤🌙🖤تسلیت
   🖤🌙🖤بــاد

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۰ | 1:10 | نویسنده : *Parisa* |

ماه محرم

فرا رسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین برتمامی عاشقان و رهروان اهل بیت تسلیت باد

التماس دعا 



تاريخ : چهارشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۰ | 4:17 | نویسنده : *Parisa* |

دلبر

بیا دلبر میخوام ی مرور خاطرات کنم.
 

الان ساعت03:29 شده و دقیقا ی ماهه

که حرف نزدیم.میدونی چقدر سخت

گذشت؟!بزار اینجوری بگم میدونی

وقتی تیکه های شکسته ی قلبمو جمع

میکردم دستام زخمی شدن؟من با تو

زندگی کردم،من با تو دوباره حس

دوست داشته شدن رو فهمیدم،اینکه

الان یه ماهه انگار یه چیزی رو گم

کردم،چیزی که دیگه تو وجودم

نیست.دیگه کامل خورد شده حتی جمع

کردنشم فایده نداشت چون انقدر خورد

شده بود که نمیشد دیگه ی جا جمعش

کرد.حالا بگذریم،من تورو خواستم

همچون پروانه که به خاطر عشقش

خودش را فدا کرد،تو مرا نخواستی همچو برف که آفتاب رانمیخواست.
همین یه ماه پیش بود که داشتیم

حرف میزدیم،میخندیدیم.الان چی؟!

الان کجایی؟که ببینی تو این ی ماه

چقدر عوض شدم،یجوری که دیگه تو

آینه خودم،خودم رو نمیشناسم.چون

دیگه قلبی ندارم که برات بتپه و با

انگیزه تو چشام بدرخشه دیگه چشام

بی فروغ شدن،در کل مرده متحرکی

شدم که همه بهم ترحم میکنن، منی که

از ترحم متنفر بودم،ولی مرسی که

بودی مرسی که هستی تو این ی ماه ی

ثانیه هم ولم نکردی ۲۴ ساعته تو فکرم

بودی،مرسی که تنهام نمیزاری:)
"با همه نخواستن  هایت؛ باز هم

عاشقت خواهم ماند.چون عشق تو در

بند بند وجودم رخنه کرده

است،بخواهم نمیتوانم به فراموشی 

بسپارمت"



تاريخ : چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۰ | 3:26 | نویسنده : *Parisa* |

بی خیال

گاهی باید کوله بار سنگین کارهای نصفه و نیمه و حرف‌های ناتمام را رها

کرد، دل مشغولی‌ها را کمتر مرور کرد، بی‌خیال گلایه‌های تمام نشدنی از

زمین و زمان شد، کمی بیشتر امید و هیجان در تک تک گلدان‌های کُنج

پنجره کاشت و مراقبشان بود، با ناز و نوازش، با حرف‌های دلنشین، به

فکر خستگی آدم‌ها بود، و لبخند و آرامش به جهان‌شان هدیه داد، قدری

بیشتر سراغ این ابراز علاقه‌های بی‌بهانه و بی‌دلیل رفت، و آدم‌ها را نه

تنها با حرف‌ها، که با چشم‌هایشان فهمید …


بازم بگم؟



تاريخ : یکشنبه دهم مرداد ۱۴۰۰ | 19:43 | نویسنده : *Parisa* |

عشق

عشق، مثل کاشتن دونه‌ی گُل تو

قلب اونیه که دوستش داری. یعنی

وقتی به یکی میگی دوستت دارم،

گل عشق رو توی قلبش میکاری. حالا دیگه تو در برابر اون گل

مسئولی! همونطور که گل، آب و

خاک و نور خوب میخواد، عشق هم

همون حکایته. کاشتن تازه اول

ماجراست. عشق مراقبت میخواد،

توجه میخواد، نور امید و محبت

میخواد. باید بدونی توی سرما

چطوری گرم نگهش داری. باید

حواست رو جمع کنی چیده نشه و

ریشه‌اش محکم توی قلبش بمونه.

مواظب این یه دونه گل باش، وگرنه

یه روز میای میبینی گلت حسابی

پژمرده شده، یا یکی پیدا شده که

بهتر از تو داره ازش مراقبت میکنه …



تاريخ : دوشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۰ | 17:0 | نویسنده : *Parisa* |

تویی

 

من بیخیالت نمیشم،ولت نمیکنم،هر لحظه کنارمی و...
چون من تورو دیوونه وار دوست

دارم،چون من تورو زندگی میکنم.بزار بگم چرا؛
صبح بیدار میشم تو

فکرمی،صبحونه میخورم تو فکرمی،میخوابم تو فکرمی،میرم

بیرون تو فکرمی و...
جالبیش اینجاس خوابیدنی فکر میکنم مثل قبلا ها داری موهامو نوازش میکنی،بیرون رفتنی فکر

میکنم داری باهام قدم میزنی،آهنگ مورد علاقمون رو پلی میکنیم باهم با صدای بلند میخونیم،میرم برای

دوتامون از اون بستنی هایی که خیلی دوست داری میگیرم و میارم باهم میخوریم،بغلم میکنی میگی

مرسی عشقم من تورو نداشتم چیکار میکردم.
ببین من همه اینارو زندگی میکنم
ولی بهم میگن دیوونه،ولی نمیدونن

من دیوونه توعم اونا درک نمیکنن که من دارم با تو زندگی

میکنم.اونروز گفتن ازدواج کردی،ولی من باور نکردم اومدم ازت

پرسیدم تو گفتی نه مگه من عشق کوچولومو ول میکنم،منم رفتم به

همشون گفتم که منو ول نکرده.
اینارو الان گفتم هر کی بخونه فکر

میکنه من دیوونم ولی نیستم و الان نشستم دارم بهتون نگاه میکنم که

چجوری داری با عشق بهش نگاه میکنی و منتظری تا بله رو به عاقد

بگه،همون کت شلواری رو پوشیدی که من پسندیده بودم،همون کراوات،
.ولی من بازم از فردا اینارو تکرار

میکنم چون من وجود تورو نمیخوام تو،تو دل منی،تو وجود منی،من

خودم تو وجودم نیستم،بلکه کالبد خودمم ولی روح نفس و حیاتم

تویی، من تورو زندگی میکنم حالا فهمیدی؟!
نگفته هم پیداست
وقتی تمام من شده ای دلبر

 



تاريخ : شنبه دوم مرداد ۱۴۰۰ | 3:39 | نویسنده : *Parisa* |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.