اگر ديدي کسي خيلي زود وابستت شد...
بدون خيلي تنهاست...
بدون که آرزوش میشی...
بدون نمیتونه ناراحتت کنه...
بدون که از ناراحتيت ناراحت
و از خوشحاليت خوشحال ميشه...
اگرتحمله اين آدمو نداري قبل ازاين که همه زندگيش بشي....
خودتو بکش کــنار ....
بـے رحمانه ترين خيــــــــــــــــــــــانت اين است که وارد
زنـــــــــــــــــــــــدگے کسے شوے ! وابســــــــــــــــته اش کنے ! و بعد از مدتے آنقــــــــــــــــــــــــــــدر زندگيش را خــــــــــــــــــــــالے کنے که يک
عمــــــــــــــــــــــر با خاطراتت بميرد ...!! هيچ چيز بدتر از قتـــــــــــــــــــــــــل احســــــــــــــــــــــــــــاس نيست ...
فرقی ندارد
چه ساعت از شبانه روز
باشد
صدایت را که می شنوم
خورشید در دلم طلوع می
کند
من هیچ ام
و تو
در تمامِ هیچِ من همه ای
آدم ها به دنبال لیاقتشان
میروند
اینکه با چنگ و دندان
بخواهید یک نفر را
نگه دارید و او هیچ تلاشی
برای ماندن نکند،
فقط وقتتان را تلف
کردهاید!
بگذارید تا جایی که "می
مانند" بمانند
دستشان را باز بگذارید،
اگر کسی نخواست
کنارتان باشد، خودتان
کفشهایش را جفت کنید،
راه را باز کنید تا بدون شما
به زندگی ادامه دهد
یادتان باشد آدم ها به
جایی میروند
که لیاقتش را داشته
باشند!
این آخرین زمستان قرن
است و
دیگر هیچ پائیزی و
زمستانی با پسوند
هزارو سیصد تکرار
نمیشود این پایان
یک داستان بلند است صد
سال دیگر
در آخرین زمستانِ قرنِ
بعدی(1499)
دیگر هیچکدام از ما
نخواهیم بود
همه رفته ایم آنچنان
فراموش شده ایم
که انگار هیچوقت نبوده
ایم!
باورش سخت است ولی
حقیقت دارد
پس تا میتوانیم خوب
باشیم وبه هم
خوبی کنیم.
خوبی کنیم و دل نشکنیم
رفقا سعی کنیم دلمون رو صاف کنیم ک هیچ چی
بهتر از این نیس ....
اسفند، اردیبهشتیترین
حالتِ زمستان است...
از همان ماه های خوبِ
خدا که جان میدهند برای دل را به خیابان زدنهای
بیهوا و قدم زدنهای طولانی ...
انگار تمامِ آدمها، تنپوشی
از مهربانی به تن کرده اند
و لبهای تمام عابران شهر، در صمیمانه ترین
حالتِ لبخند است .
اسفند، به گرگ و میشِ
صبح میمانَد،
به خورشیدی در آستانهی
طلوع،
و به رنگهای بنفش و سرد
و بی روحی، در آستانهی سبز شدن ...
اسفند یعنی زمستان
رفتنیست ،
یعنی بهار،در راه است ...






