آدم وقتی حالش خوبه که حالش خوبه وقتی قهره یا حالش بده
باید بغلش کنی
چون اون موقع ها آدم دلش گرفته
دلش بغل میخواد
میشه یادت بمونه؟
" بغل " خیلی مهمه
چون هر جا سرد باشه اونجا گرمه
هر چی سخت بگذره اونجا نرمه
انقدر مهمه که توش میشه
دوباره به دنیا اومد
بزرگ شد...
دنیارو آب ببره
اما اونجا میشه با خیال راحت
آدمو خواب ببره...
بغلم کن
یه جوری امن و امان
که نخوام دیگه ازش بیرون بیام...
ازمیان تمام چیزهایی که دیدهام
تنها تویی که میخواهم
به دیدنش ادامه دهم
از میان تمام چیزهایی که لمس کردهام
تنها تویی که میخواهم
به لمس کردنش ادامه دهم.
خندهی نارنج طعمت را دوست دارم.
چه باید کنم ای عشق؟
هیچ خبرم نیست
که رسم عاشقی چگونه بوده است
هیچ نمیدانم
عشقهای دیگر چه ساناند؟
من با نگاه کردن به تو
با عشق ورزیدن به تو زندهام .
عاشق بودن ، ذاتِ من است..
گفت: خیلی برام وحشتناکه! گفتم: چی وحشتناکه؟ گفت: میدونی؟ اگه تورو پیدا نمیکردم، اگه تورو نمیدیدم، الان من تووی چه حالی بودم؟ گفتم: دیوونهای بخدا، این فکرا چیه میکنی؟ گفت: نه جدی! همیشه از این میترسم اگه عاشقت نمیشدم چی میشد؟ صورتمو به سمتش برگردوندم و آهسته بهش گفتم: اونوقت خودم عاشقت میشدم ...
کاش مـیدانسـتی آن کسی که در تو امیدبه زندگـی را
پرورش می داد خودش محتاج قطره ای از باران محبت
بود.
یادت در ذهنم ومهرت درقلبم وعطر مهربانیت درتمام
وجودم است.
محـبت را درپاکی نـگاهت و صـداقت را در وجودمهربانت
معنی کردم وبدان که زیباترین لحظاتم درکنارتو گذشت.
پایان حکایتم شنیدنی است،
من عاشق او بودم و او عاشق او.
اگر زندگیم در یک کاسه آب خلاصه میشد آن را بدرقه
راهت می کردم.
کاش میشد به تو گفت که تو تنها سخن شعر منی
کاش مـیـشد بـه تـو گفت که نرودور نشو از بر من ،
تو بمان تا که نمیرد دل من.
تـــو با مــن باش وبگـذار عالـمی از من جـدا گردد
چون یک دم با تو بنشستم دل از هرغم رهاگردد
هربار کسی زخم زبانی به دل عاشق من زد
هربار کـــسی کنــج دلـم طـــعــنه به من زد
هـــــر وقـت زمان گــل روئیـــــــدن آن بــــود
غــــم آمد وآتـــــشی بـــر خــــــرمن من زد
تـو رابه لحظه های سبزو شیرینت رها کردم وخودچون
برگ پائیزی که افتادم خداحافظ
اگـــــرچـــــه حــــتـــم دارم مرا ازیاد خــــواهی بــــرد
ولــی هـــــرگــــز نــــــخـــــــــواهی رفــــــت از یادم
غـربت آن نیـست که تنها باشـی
غــرق درگـــوشـه غم ها باشی
غربت آن است که چون قطره آب
تـــــــشـــــنــه دیـــدن یار باشی
از همه خسته تر اینجا غرق گریه های خیسم
قلـمـم شکـــسته اما باز به یادت می نــویسم
شـنیــدی که دلــم گفت بمان ایســت نرو
بـه خدا وقت خداحافظــی ات نـــیست نرو
نکـند فـکرکنی دردل مـــن مهـر تو نیسـت
گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست،نرو
کـبــوتـرم لانه من بام توسـت
کجا روم مرغ دلــم رام توست
پادشـه عــشقــــــم ولـی باز
نگین انگشتری ام نام توست
یادی بـــــکــن از یار خــســــتـه
غــبار دوریــت برمـن نشــسـته
دگـر تـیــری نـــــزن بالـی ندارم
وجودم از غمت درهم شکسته
عشق تو مانند روح در وجود من است که فقط هنگام
مرگ از هم جدا می شویم.
عشق+تو=زندگی،من-تو=دیوانگی،زندگی+تو=آرامش
زندگی-تو=مرگ.
یک روز ازمن پرسیدی که من رابیشتردوست داری
یا دنیارا؟
قهر کردی و رفتی و نذاشتی که بگم دنیای من تویی.
تک تک روزهایم را می سوزانم تا چشمکی شود
برای شبهای بی ستاره ات.
می نویسم خاطرات با اشک و آه
در شبی غمگـین و تاریک و سیاه
مـی نـویسم خاطـرات از روی درد
تا بــــدانی دوریت با مـن چــه کرد
بــر تـن مــن نکـند آتش دوزخ اثری،
چون به آتشکده مهر تو سوخته ام.
کاش بــودی تا دلم تنها نبود
تا اســیــر غـصــه فردا نـبود
کاش بودی تا فقـط باور کنی
بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
❤❤❤❤❤اگر کسی رادیدید
که از همه چیز لذت میبرد
سخت نمیگیرد می بخشدمی خندد می خنداند او نه به مشکل است نه شیرین مغز!
اوطوفان های هولناکی راپشت سر گذاشته و قدر داشته هایش را می داند❤❤❤❤❤






