ولی تو نرو
بمان ...
کنار من
کنار، باران های گاه گاه
و کنار اشک ها و لبخندها ...
این خاصیت اردیبهشت هست
که برود
ولی عاشقانه هایمان
نباید تمام شود ...
بمان
تا ادامه دهیم راه اردیبهشت را
و با هم اردیبهشت دیگری بسازیم ...
تا هر زمان باران گرفت
لبخند بزنیم
طوری که همه فکر کنند
اردیبهشت آمده
اردیبهشت می رود ...
ولی تو بمان ...
پیمان_اسماعیلی
یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست
شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی
با توام ! خانه ی تنهایی من دور که نیست
آنکه با دسته گلی حرف دلش را میزد
پردرد است ولی مثل تو مغرور که نیست
نازنین! عشق که نه ، اخم شما قسمت ماست
عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست
تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی
تو نگو نه ، دل دیوانه ی من کور که نیست
خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد
لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست
مشکل اینجاست نگفتی تو به من می دانم
تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست
زيبايي عشق به سکوت است نه فرياد
پس با تمام سکوتم دوستت دارم
****************
دوستت دارم و نگرانم روزی بگذرد که تو تن زندگی ام را نلرزانی و در شعر من انقلابی
بر پا نکنی و واژگانم را به آتش نکشی رسیدنت را برای ماندنت دوست دارم
بیا کلاغ پر بازی کنیم
کی پر ؟
روز بی تو بودن پر
دوست داشتن غیر تو پر
عشق جز تو پر
اصلا همه چی پر
فقط تو نپر
شاید تو
سکوت میان کلامم باشی
دیده نمی شوی
اما من تو را احساس میکنم !
شاید تو
هیاهوی قلبم باشی
شنیده نمی شوی
اما من تو را نفس می کشم !
کاش می شد …
تمام داستان های دنیا را
از دهان تو بشنوم !
تمام عاشقانه های دنیا را
تو برایم تکرار کنی !
اصلا هر چه تو بگویی زیباست !
می دانی
کاش می توانستم
با تمام وجود
صدایت را در آغوش بگیرم !
می توانم تو را ” مال خودم ” صدا کنم ؟
آن وقت
من اسمم را فراموش میکنم
و تو هم می توانی مرا
” مال خودم ” صدا کنی !
آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای …
که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم
حالا حق میدهی
در شعرهایم
به همین سادگی بگویم
” دوستت دارم ” ؟
که پشت دیوار غرورمان پنهانشان کردیم
تا نشان دهیم مـــــــــنطقی هستیم!!!
مرد که تـــــــــــــو باشی
زن بــودن خوب است
از میان تمام مذکــر های دنیـــــــــــــا
فقــط کافیست پای تـــــــــــو درمیــان باشد
نمیدانی برای تـــــــــــو خانوم بودن چه کیفی دارد!!
دلتنگم نه دلتنگ تو...
دلنتگ اینکه یه روزی هوامو داشتی...
دلتنگ اینکه هر لحظه به یادم بودی...
دلتنگ هر دقیقه شنیدن صدات...
دلتنگ تا صبح بیدار موندنت، فقط بخاطر اینکه دل من گرفته...
دلتنگ اینکه اسممو سوالی صدا کنی...
دیدی؟ من که دلتنگ تو نیستم
قسم به چشم تو
به ناز لمس دست تو
قسم به روي ماه تو 'اون دل بي گناه تو
قسم به قلب ناب تو 'به شهوت صداي تو
قسم به عاشقي
به خداي هميشگي
دلتنگتم براي تو !
قسم به ماه 'به آسمون
به باغ پر ستارمون
كه ماه من شدي تو كهكشون اين زمين
قسم به گردي زمين'قسم به كوه استوار
قسم به جنگل خدا'خداي ناب اين زمين
خداي تو 'خداي من '
خداي دشت لاله ها
كه تو شدي لاله ي دشت اين دلم
اين دل پر خون دلم
لاله ي سرخ گون من
سرخ شدي ' از دل خونين دلم
داشتم برات مينوشتم
از بوي بهار و نم بارونش
كه خبر از اومدن فصلي نو ميده
با بوي گل هاي ياس
از برق نگاه پرمعرفتت مينوشتم كه چه دلبري ها بر نگاه من ميكنه
وقفل دستات كه همه دنياي منه چه حرارتي كه براين تن نميزنه
مينوشتم از آغوشت كه همانند بوي ياس
بوي يه عشق ناب رو ميده
خواستم از بودنات بگم كه لحظه هاي رويايي ثانيه هاي عمر منه
يه هو بالاي صفحه ي گوشي اسمت اومد"ديگه دستم به نوشتن نرفت
چون ذهنم درگير چت با تو شد
كل تمركز حواسم رفت به سمت پي ام هات ،درد دلات ،استيكرهاي خنده هات،
رفتم ببينم دلبرم امشب چه دلبري ها برام ميكنه !
آخه وقتي اسمت مياد
تمام حواسم ميره سمت تو
ديگه نميتونم بنويسم 'حتي اگه اون نوشته مال تو باشه !
براي از تو نوشتن بايد تورو ديد وشنيد
من براي يك ثانيه ديدنت از تمام دنياي اطرافم رد ميشم ' حتي از نوشتن'
تورو كه ميبينم
مينويسم
تورو كه بشنوم
مينويسم
تورو كه به آغوش ميكشم مينويسم
تورو هر جايي از اين دنيا دور باشم
مينويسم
تورو از نزديكترين حس مينويسم
تا
دور ترين احساس ممكن مينويسم
بهت نگفتم صدات فقط آرومم میکنه وقتی نیستی؟
بهت نگفتم جایِ دستات تو دستام زجرم میده؟
بهت نگفتم نگاهت که رو بقیس قلبمُ سوراخ میکنه؟
بهت نگفتم تو فقط حق داری اشکامو پاک کنی؟
بهت نگفتم تو فقط جانم میشنوی ازم؟
بهت نگفتم نمیخوام فراموش شم؟
بهت نگفتم هرکاری میکنی فقط دروغ نگو بهم؟
بهت نگفتم شب قبلِ خواب باهات حرف نزنم خوابم نمیبره؟
بهت نگفتم کاش همون بودم که تو میخواستی؟
بهت نگفتم انگیزم شو ببین چی میکنم؟
بهت نگفتم نرو بمون دنیامُ میریزم به پات؟
بهت نگفتم آه بکشی زار میزنم؟
بهت نگفتم بزار غُر بزنم وقتی تو رو ترجیح میدم به همه؟
بهت نگفتم فقط خواستنِ تو که مهمه؟
بهت نگفتم هروقت قهر بودیم خودم میام واسه آشتی؟
بهت نگفتم اگه کسی هست تو دنیات بهم بگو؟
بهت نگفتم شونههات ارزونیم وقتِ گریه؟
بهت نگفتم من بی حوصله که میشم یه کم تحملم کن خوب میشم؟
بهت نگفتم فقط واسه تو میخندم؟
بهت نگفتم وقتی خندم باهاته طاقت بیار اشکامو؟
بهت نگفتم وقتی میرم دستامُ محکمتر بگیر؟
بهت نگفتم فقط بگو چ مرگته تا حالم خوب شه؟
بهت نگفتم توجه میخوام ازت فقط توجه تو؟
گفتم نه ؟
نگفتم نمیدونم یادم نیس
میخونی نه ؟
پس گفتم
دروغ نمیگی،
پنهون کاری توی کارت نیست،
راحت می بخشی،
سخت به دل می گیری،
بی منت محبت می کنی،
همیشه برای کمک کردن آماده ای،
توی بدترین شرایطم نمیری،
همیشه سعیت به انسان بودنه،
زرنگ بازی در نمیاری،
دلت نمیخواد مثل بعضیا باشی،
که اگه خوبی...
که اگه بد نیستی...
نه اینکه بدی بلد نباشی،
نه اینکه از روی سادگی و نفهمیته،
نه اینکه جربزه ی بد بودنو نداشته باشی،
نه!
فقط میخوای که خوب باشی...
خوبی نه اینکه اجبارت باشه،
انتخابته!
فرق بین خوب بودن و بد نبودن با حماقت و پخمه بودن و نفهمی رو...
واقعا سخته به بعضیا بفهمونی!
مثل همیشه بودیم، روزها شبها،هفته ها،ماه ها گذشت بیشتربهم نزدیک شدیم حرفا زدیم دلتنگیها راتعریف کردیم،صدایش آرامم میکرد،
نگاهش دیوانه ام کرده بود تصمیم خودم را گرفتم به اوبگویم که دردلم چه میگذرد این پا وآن پا کردم چندروزگذشت،
دوستت دارم
ولی نگاهش را برگرداند فقط گفت اشتباه بودیم،ورفت
به همین راحتی ومرا بلاتکلیف گذاشت درزمین وهوا مثل آسمانی که نه دوست دارد ببارد ونه نبارد مثل بغضی درگلو، مثل …
ومن موندم سوالهای بی جواب
ومن موندم بادلی که حیران دنبال اشتباه بود ومن موندم واردیبهشتی که برایم اردیبعشق نشد، ومن چندشب گذشت نمیدانم ولی اینبارمصمم شدم که بگویم، همچنان بلاتکلیفم که چرا؟
خب قبول کنید
"دختری " که شعر میفهمد
صد ها برابر خواستنی تر از
بقیه است
مثلا کسی باشد که در کنارش بشود
چند صفحه ای سهراب
یا چه میدانم نیما خواند ؛
یا بشود عصرها بعد از صرف چای
مولوی را
آرام در گوشش عاشقانه زمزمه کرد
یا حداقل کسی باشد که دو بیت شعرِ
تازه بفهمد ، بخواند
یا اصلا بگوید ...
راستش را بخواهید
از نظر من نصف جذابیت
یک دختر
به شاعر بودنش است
حالا شما هی موی بلند و چشم و
ابرویتان را به رخ بکشید ...
فصل دوست داشتن !
فصل بهشتِ آغوشت
بیا مرا میان بازوانت زندانی کن
هیچ گلایه ای نمیکنم !
دستِ این منِ کلافه را بگیر و با خودت همراه کن
ماه دوم سال است ، بیا بهشت بودنش را ثابت کن
من در امتداد شکوفه ها ایستاده ام
شکوفه هایی که بی شک با رسیدنت از خوشحالی میوه خواهند شد !






